تبلیغات
اداره تبلیغات اسلامی ماکو - دهه فجر مبارک(12 تا 22 بهمن چه گذشت)
 
یکشنبه 13 بهمن 1392 :: نویسنده : احمد صبوری


امام در مهرآباد

دوزادهم بهمن ماه 1357 یکی از ماندگارترین روزهای تاریخ معاصر ایران است. در این روز امام پس از سیزده سال دوری از وطن به کشور بازگشت. مردم شور و شوق وصف ناپذیری داشتند و این شور و شوق به ویژه در فرودگاه مهرآباد بیشتر بود. با گشوده شدن در خروجی هواپیما، همراهان امام در برابر چشمان منتظر و مشتاق استقبال کنندگان از هواپیما خارج می شدند. به دنبال خروج خبرنگاران، نزدیکان و اعضای خانواده ی آنها ، آیت الله مطهری و آیت الله پسندیده به داخل هواپیما رفتند و در راس ساعت 9:37 دقیقه ی صبح ، امام در حالی که دستشان در دست خلبان فرانسوی بود و در حلقه ی گروهی از استقبال کنندگان چون آیت الله مطهری قرار داشت در پله ی بالای هواپیما ظاهر شد. با ورود امام به سالن فرودگاه فریاد الله اکبر سالن فرودگاه را به لرزه درآورد. هجوم خبرنگاران برای فیلم برداری و تهیه خبر بیش از حد تصور بود و کسی نمی توانست جلوی آن را بگیرد. بالاخره از مردم تقاضا شد بر روی زمین بنشینند تا چهره ی امام دیده شود . قرآن تلاوت شد و سپس دسته سرود خوانان سرود «ای امام» را سردادند. سردسته این گروه آقای اکبری بود و در طبقه دوم سالن سرود خود را اجرا کردند و فضای سالن را تحت تاثیر قرار دادند:« خمینی ای امام، ای مجاهد ، ای مظهر شرف، ای گذشته زجان در ره هدف...» پس از آن آقای نصرالله شاد نوش که دانشجو بود و قرائت پیام خوشامدگویی ملت به امام را بر عهده داشت، به قرائت پیام پرداخت. سپس امام به ایراد سخنرانی پرداخت در این سخنرانی ایشان از طبقات مختلف از جمله روحانیون، دانشجویان، بازرگانان، اساتید دانشگاهها، قضات و وکلای دادگستری ، کارمندان و کارگران، دهقانان و ...ملت تشکر نمودند و خیانتهای محمدرضا شاه را متذکر شدند.
 
امام از فرودگاه تا بهشت زهرا
کمیته استقبال از امام اعلام کرده بود که بعد از بیانات امام در سالن فرودگاه استقبال کنندگان به امام معرفی خواهند شد و سپس گزارش کمیته نفت و کمیته اعتصابات   نیز به محضر امام ارائه خواهد شد ولی هجوم مردم به سالن فرودگاه و انتظار مردم در بیرون از فرودگاه در عمل این برنامه ها را به هم ریخت و کمیته استقبال از امام مجبور شد ایشان را هر چه زودتر به بیرون از فرودگاه منتقل کند. کمیته استقبال از امام از بدو تشکیل ، تمام موارد را برنامه ریزی کرده بود و ماشین ویژه ای را برای این امر تدارک دیده بود. طبق تصمیم آنان ، محسن رفیق دوست از اعضای موتلفه اسلامی که تازه از زندان آزاد شده بود رانندگی ماشین حامل امام را برعهده گرفت. وی نیز ماشین بلیزری را که فردی به نام حاج علی مجمع الصنایع از بازاریان تهران تعلق داشت به عنوان ماشین حامل امام از فرودگاه تا بهشت زهرا انتخاب کرد. برای امنیت بیشتر مقرر شد تا این ماشین ضد گلوله شود تا احیانا اگر خطری متوجه شود کارگر نباشد. رفیق دوست این کار را انجام داد . کمیته استقبال از امام از پیش مقرر کرده بود تا آقایان آیت الله مطهری و مهندس هاشم صباغیان برای هماهنگی بیشتر مراسم استقبال در بلیزر همراه امام خمینی ورفیق دوست باشند. بنابراین صباغیان در صندلی عقب بلیزر نشست ولی امام که در این زمینه محذوریتی داشت و نمی خواست به جز خودشان، حاج احمد آقا و راننده (رفیق دوست) کسی در آن ماشین باشد از آقای صباغیان خواستند که از ماشین پیاده شوند .پس از آن امام در صندلی جلوی ماشین و سید احمد آقا در صندلی عقب نشستند و ماشین به سمت بهشت زهرا به راه افتاد. اعضای تیم های حفاظت کمیته استقبال از امام نیز به سرپرستی محمد بروجردی در مسیرها استقرار پیدا کردند و کنترل مسیرها را بر عهده داشتند. در بیرون از فرودگاه تا بهشت زهرا جمعیت زیادی منتظر ورود امام بودند و پیش بینی می شد به محض روئیت امام به سوی ماشین ایشان هجوم آورند. به همین دلیل چند ماشین دیگر پشت سر ماشین امام در حرکت بودند که حامل روحانیون و اعضای کمیته استقبال از امام بودند تا در صورت بروز هر گونه مشکلی به سرعت وارد عمل شوند .ولی ازدحام جمعیت در مسیرها به حدی بود که در عمل هرگونه کنترلی از اعضای کمیته استقبال از امام بر جمعیت و مسیر حرکت سلب می کرد. ماشین حامل امام به محض اینکه از فرودگاه خارج شد انبوهی از مردم آن را احاطه کردند آنان در حالی که با دیدن امام هیجان زده بودند  و شعارهایی در خوش آمد گویی امام سر می دادند ، به ماموران حفاظتی اعتنایی نمی کردند و اخطارهای آنان نیز بی اثر بود.  بدین ترتیب در عمل کارها از دست تیم حفاظت خارج شد. آنان موتورهایی را تدارک دیده بودند تا در طول مسیر حرکت امام از نزدیک شدن افراد به ماشین جلوگیری کنند. این موتورها در ازدحام و هجوم جمعیت گم شدند و نتوانستند کارآیی مناسبی داشته باشند و این مردم بودند که هدایت مسیرها را بر عهده داشتند. اکبر براتی از اعضای تیم حفاظت از امام در این زمینه می گوید:« بلیزر وارد خیابان شد. انبوه جمعیت دور تا دور ماشین را گرفتند. فقط می دانم یک لحظه بلیزر از زمین بلند شد . باور کردنی نبود . به خود گفتم خدایا به فریاد برس. دیگر حرکت ماشینها در اختیار خودمان نبود. این مردم بودند که آن را جلو بردند. به دوستانی که همراه من بودند گفتم بچه ها اسکورت بی اسکورت.  در این جمعیت اسکورت معنی نمی دهد.»
ازدحام جمعیت در مسیرهای ورود امام آن قدر زیاد بود که ماشین حامل امام مجبور بود تغییر مسیر دهد. از جمله مسیرهای پیش بینی شده میدان انقلاب بود که با توجه به این که از قبل اعلام شده بود امام در دانشگاه تهران حضور می یابد و پایان تحصن روحانیون را اعلام می کند جمعیت زیادی به امید دیدار امام در دانشگاه و میدان انقلاب تجمع کرده بودند. این ازدحام باعث شد تا ماشین حامل امام مدتی زیادی در میدان انقلاب متوقف و در نهایت مجبور به تغییر مسیر شود. این تغییر مسیر باعث شد تا ماشین های اسکورت کمیته استقبال که با فاصله زیادی حرکت می کردند و از ماشین امام دور افتاده بودند بلیزر را گم کنند. اکبر براتی که در یکی از ماشین های اسکورت امام بود می گوید: «از میدان انقلاب تا ورود ماشین به بهشت زهرا ما هیچ اطلاعی از ماشین بلیزر حامل امام نداشتیم. »
 
به این ترتیب ماشین حامل امام از طریق خیابان امیریه وارد خیابان ولی عصر شد و سپس از میدان راه آهن به خیابان شهید رجایی فعلی رسید و از طریق راهی بهشت زهرا شد.هر لحظه که ماشین حامل امام به بهشت زهرا نزدیکتر می شد، بر ازدحام جمعیت افزوده می شد . آنان در حالی که از دیدن امام به شدت هیجان زده شده بود به سوی ماشین هجوم می آوردند و به ابزار احساسات می پرداختند امام نیز به ابزار احساسات آنان پاسخ می داد و در حالی که لبخند می زد برای مردم دست تکان می داد و این کار هیجان مردم را دوچندان می کرد. امام در میان این استقبال بی نظیر وارد بهشت زهرا شد. ماشین حامل امام در وردی بهشت زهرا خاموش شد و دیگر روشن نشد . هلی کوپتر که قرار بود امام را به قطعه هفده بهشت زهرا ببرد ، در صد متری ماشین قرار گرفته بود. و امام باید به آن هلی کوپتر منتقل می شد امابه دلیل فشار امکان پیاده شدن امام از ماشین نبود. بنابراین چند تن از جوانان یا علی گویان ماشین را بلند کردند و در حالی که امام نیز داخل ماشین بود تا نزدیکی هلی کوپتر بردند .
 
سخنرانی تاریخی امام در بهشت زهرا
امام قبلاً اعلام کرده بودند که به محض ورود به کشور در قطعه 17 بهشت زهرا حضور می یابند و ضمن قرائت فاتحه و اادای احترام نسبت به شهدای هفده شهریور تهران و دیگر شهدا برای مردم سخنرانی خواهند کرد بنابراین بعد از اعلام این موضوع کمیته استقبال تدارک ویژه ای برای تعیین محل سخنرانی و نیز استقرار هیات همراه و نیز مردم کرد. مرتضی الویری که از طرف کمیته استقبال مامور این کار شده بود همراه با برخی از اعضای شاخه تدارکات در این زمینه فعال بودند در هوای سرد زمستان و در زمین گل آلود بهشت زهرا این کار به سختی انجام داده می شد. ولی همکاری و همت مردان کمیته استقبال و نظارت پیگیر بزرگان از جمله اعضای شورای انقلاب این امر را تسهیل می کرد. پس از استقرار امام در محل تعیین شده ابتدا آیت الله مطهری سخنرانی کوتاهی کرد و سپس قاسم امانی فرزند شهید صادق امانی به عنوان نماینده خانواده های شهدای انقلاب اسلامی برنامه ای اجرا کرد و به امام خوشامد گفت و سپس حضرت امام به ایراد سخن پرداخت.
 

انتقال امام به بیمارستان
حضرت امام پس از پایان این سخنرانی به بیرون از بهشت زهرا انتقال داده شد و این انتقال به علت هجوم جمعیت با دشواری صورت گرفت.علی اکبر ناطق نوری که از لحظه ورود امام به بهشت زهرا تا ورودشان به منزل داماد آیت الله پسندیده همراه امام بود در این زمینه می گوید:«سخنرانی امام که تمام شد به آقایان گفتم یک دالان درست کنید تا به طرف هلی کوپتر برویم هنوز به هلیکوپتر نرسیده بودیم که هلی کوپتر بلند شد. بالاخره با عنایت خدا و دست غیب ایشان را از داخل جمعیت برداشت  و در جایگاه گذاشت خودم را به جایگاه رساندم دیدم امام نشسته و در اثر خستگی عبایش را روی سرش کشیده و بی حال سرش را به طرف پایین برده یک ماشین آمبولانس مربوط به شرکت نفت ری آنجا بود گفتم آمبولانس را بیاورید دم جایگاه. احمد آقا دست امام را گرفت و سوار آمبولانس شدند... هلی کوپتر از بالا آمبولانس را دیده بودو در یک فرعی گل آلود به زمین نشست. ما هم با آمبولانس خودمان را به هلی کوپتر رساندیم... احمد آقا گفت برویم جماران، خلبان برگشت با یک شوقی گفت برویم نیروی هوایی، گفتم می خواهی ما را داخل لانه ی زنبور ببری... یک دفعه به ذهنم رسید که برویم بیمارستان هزار تختخوابی (امام خمینی فعلی)... از بیمارستان به منزل آقای کشاورز داماد آیت الله پسندیده رفتیم»  این در حالی بود که غیبت امام موجب نگرانی اعضای کمیته استقبال از امام و سایر انقلابیون شده بود اما این نگرانی پس از چند ساعت رفع شد. به این ترتیب که حاج سید احمد آقا به کمیته استقبال اطلاع دادند که امام کجاست.
 
قطع پخش مراسم ورود امام از سیما
قطع پخش مراسم ورود امام از سیمادر حالی بود که مردم در سراسر کشور مشتاقانه ورود امام را از صفحه تلویزیون تماشا می کردند. ناگهان پخش مستقیم تشریف فرمایی امام قطع شد و مردم بلافاصله به خیابانها ریختند و نسبت به قطع آن برنامه تظاهرات کردند. گویا نظامیان از پخش نکردن سرود شاهنشاهی در آغاز پخش برنامه ناراضی بودند و تحت فشار آنان آن برنامه قطع شد.
 
ورود امام  به مدرسه علوی
امام در منزل آقای کشاورز داماد آیت الله پسندیده استراحت کرده بودند تا این که در ساعات آخر شب عده ای از اعضای کمیته استقبال چون شهید عراقی به آنجا رفته و امام را به مدرسه رفاه برده بودند. پس از آن امام در جمع صمیمی حاضران سخنرانی پرشوری ایراد نمودند. در این سخنرانی امام با اشاره به این که وحدت بین مردم به اراده خداوند بوده است، اقشار مختلف مردم را به حفظ این وحدت سفارش نمودند. مدرسه رفاه به عنوان محل اقامت و دیدارهای امام تعیین شده بود ولی گنجایش اندک آن و کثرت مشتاقان دیدار با امام باعث شد تا کمیته استقبال در تلاش برای یافتن محل دیگری برای اقامت و دیدارهای امام برآیند. سعی آنان بر این بود تا مکان مذبور در کنار مدرسه ی رفاه باشد که مقر کمیته استقبال بود. در کنار مدرسه رفاه دو مدرسه با اسامی مدرسه شماره 1 علوی و مدرسه شماره 2 علوی وجود داشت که نسبتاً بزرگ بودند و تنها دیواری بین آن مدارس و مدرسه رفاه قرار داشت. مسئولان کمیته استقبال تصمیم گرفتند آن دو مدرسه را به عنوان محل استقرار امام انتخاب نمایند. مسئولیت این دو مدرسه با علامه کرباسچیان، خرازی ، خواجه پیری و... بود. به محض این که این فکر با آنان در میان گذاشته شد، پذیرفتند و مدرسه ها را در اختیار کمیته استقبال از امام قرار دادند. طبقه دوم مدرسه علوی برای استراحت امام تعیین شدو طبقه اول دفتر و اتاق ملاقاتها شد در طبقه اول مدرسه جلوی دفتر سرسرایی بود که امام در آن به ابراز احساسات مردم پاسخ می داد و برای آنان سخنرانی می کرد.
 
ملاقاتهای امام  با قشرهای مختلف مردم در سیزدهم بهمن
بیشتر ملاقاتهای امام به صورت عمومی بود و مردم از همه قشرها برای دیدار امام به مدرسه رفاه و علوی می آمدند در این دیدارها بیشتر اوقات امام بیاناتی ایراد نمی کرد و فقط به ابراز احساسات آنان پاسخ می دادند و مردم هم مرتب شعار می دادند. در روز سیزدهم بهمن حجت الاسلام فلسفی به دیدار امام رفتند و با ایشان دیدار کردند در این دیدار که بسیاری از طلبه های حوزه های علمیه نیز حضور داشتند ابتدا حجت الاسلام فلسفی که سالها ممنوع المنبر شده بود به منبر رفت و به ایراد سخن پرداخت. بعد از سخنرانی حجت الاسلام فلسفی امام خمینی فرمودند:«اعلام کنید که از این پس منبر آقای فلسفی فتح شده است» به این شکل از آن زمان بار دیگر منبر جناب آقای فلسفی آزاد شدوایشان در مواقع مناسب به ایراد سخنرانی پرداختند.  سپس حضرت امام به ایراد سخن پرداختند و درابتدای بیانات شان فرمودند :«بنده در این مدت که در خارج بودم و دعاگوی همه ی آقایان بودم و حالا که برگشتم به خدمت آقایان برای خدمتگذاری خدمت به روحانیت، خدمت به آقایان علما و فضلا و خدمت به جامعه ی ایرانی ها حالا می بینم که رفقایی که داشتیم با ریش سیاه این جا گذاشتیم حالا با ریش سفید تحویل می گیریم» سپس به ذکر شکنجه هایی که روحانیت دیده بود و ظلم هایی که شاه به مردم و روحانیون کرده بود اشاره نمودند و در جواب کسانی که معتقد بودند اگر شاه از آن اعمالش توبه کند روحانیت دیگرچه می گوید فرمودند:« اولا توبه شرایطی دارد و دیگر اینکه حقوق الناس را توبه اش را تا این حق رد نشود خداوند قبول نمی کند و آن مال هایی که شاه و ایادیش برداشتند و بردند مال ملت است. بنابراین اگر چنانچه ما دستمان رسید به شاه محاکمه اش می کنیم»  به این ترتیب برگشت ناپذیر بودن شاه به قدرت  حتی در صورت توبه اش را اعلام کردند. امام سپس پایه های مشروعیت رژیم پهلوی را زیرسوال بردند . ایشان در پایان بختیار را مخاطب قرار داد و فرمود:«یک نصیحتی هم به دولت بختیار می کنم که آقا شما یک آدم عادی هستید آبرویت را می ریزی برو کنار من سرلج افتادم آخر برای چه انسان سر لج بیفتد که یک ملتی را مقدرات یک ملتی را ملعبه کند که من لرم سر لج افتادم حتما باید با پس گردنی ردشان کنند؟ خوب مثل آدم بیا توبه کن بگو صحیح است حرفهای ملت امر امر ملت است»
 
در همان روز امام با تعدادی از پرسنل نیروی هوایی هم دیدار کردند و طی آن ضمن تجلیل از همراهی برخی نظامیان به ویژه پرسنل نیروی هوایی و همافران انقلاب اسلامی  تاکید کردند:« اگر یک نفر از همافران به دست این جلادان از بین برود ما همه آنها را به کیفر اعمالشان می رسانیم جرم همافران و سایر ارتشیان که به ملت پیوسته اند این است که به ملت پیوسته اند.»
همچنین در این روز بختیار در واکنش به استقبال عمومی مردم از ورود امام، پی‌درپی با انجام مصاحبه و صحبت در مورد برنامه‌های آتی خویش سعی در عادی جلوه‌دادن اوضاع داشت.
 
دیدار های امام با اقشار مختلف مردم در روز چهارده بهمن
روز چهاردهم بهمن ماه هزاران تن از افراد مشتاق دیدار امام در بیرون از مدرسه علوی منتظر دیدار امام بودند کوچه ها و خیابانهای اطراف مدرسه علوی از جمعیت موج می زد و مردم در حالی که شعارهایی در حمایت از امام و انقلاب اسلامی سر می دادند خواستار ملاقات با امام بودند. یکی از دیدارهای اختصاصی که امام در آن روز داشت، مصاحبه علیرضا نوری زاده باامام بود. نوری زاده که آن روزها در روزنامه اطلاعات قلم میزد به دیدارامام رفت و نظر امام را درباره آزادی مطبوعات جویا شد. امام در این زمینه فرمودند:اسلام دین آزادی و آزادگی است و بدیهی است مطبوعات اسلامی نیز مطبوعات آزاد خواهند بود...»
امام در این روز همچنین با اعضای کمیته استقبال نیز دیدار کرد. امام در این دیدار از زحمات آنان تجلیل کرد .
 
15 بهمن از تشکیل دولت موقت تا پیروزی انقلاب
یکی از مهم ترین اهداف نهضت اسلامی استقرار دولت اسلامی در کشور بود. این هدف به ویژه پس از سالهای 1356 و 57 به صورت جدی توسط حضرت امام و فعالان مذهبی ـ سیاسی تعقیب می شد. تشکیل شورای انقلاب اسلامی اولین گام در این زمینه بود و یکی از اهداف شورای انقلاب انتخاب افراد مناسب برای اداره ی کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. امام همواره در این زمینه با اعضای شورای انقلاب رایزنی می نمود.حضرت امام که از پاریس انقلاب اسلامی را هدایت می کرد بلافاصله بعد از خروج شاه ضمن تبریک آن به مردم در پیامی خطاب ملت تاکید کرد:« دولت موقت برای تهیه ی مقدمات انتخاب مجلس موسسان به زودی معرفی می شود و به کار مشغول خواهد شد. وزاتخانه ها موظف اند که آنان را پذیرفته و با آن همکاری صمیمانه کنند.»
 
پس از آن رایزنی های گسترده درباره تشکیل دولت موقت آغاز شد محافل سیاسی در گزارش هایی از کریم سنجابی و مهدی بازرگان به عنوان روسای دولت موقت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یاد می کردند ولی همه این گمانه زنی ها در حد یک خبر غیر موثق بود. امام پس از بازگشت به کشور در سخنرانی پرشوری که در بهشت زهرا ایراد کرد به صورت علنی و در میان اجتماع صدها هزار نفر که در بهشت زهرا تجمع کرده بود تشکیل دولت را اعلام کردند:«من دولت تعیین می کنم من تو دهن این دولت می زنم من دولت تشکیل می دهم...»  تعیین نخست وزیر دولت موقت بر عهده ی شورای انقلاب بود. بنابراین شورای انقلاب در جلسه ی چهاردهم بهمن ماه 1357 پس از بحث و بررسی مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر معرفی نمود. این پیشنهاد در جلسه شب چهاردهم به اطلاع امام رسانده شد و جلسه ای با حضورامام و نیز اعضای شورای انقلاب در این باره تشکیل شد. اکبر هاشمی رفسنجانی درباره انتخاب بازرگان به نخست وزیری در شورای انقلاب می گوید:« ما به عنوان اعضای شورای انقلاب پس از بحث و بررسی موضوع در جلسه ی چهاردهم بهمن ماه 1357 مهندس بازرگان را پیشنهاد دادیم»
 
16 بهمن مراسم معارفه بازرگان

روز 16بهمن مراسمی در آمفی تئاتر مدرسه علوی برگزار شد و حکم نخست وزیری به او اعطا شد. این مراسم ساعت 5:30 بعد از ظهر با حضور جمع زیادی از خبرنگاران داخلی و خارجی با سخنان امام آغاز شد. امام در بخشی از سخنان خود تاکید کردند که انتخاب مهندس بازرگان به پیشنهاد و نظر شورای انقلاب بوده است: ایشان وزرای خود را تعیین می کنند و به ما معرفی می کنند تا شورای انقلاب ما که پیشنهادش و نظرش این بود که ایشان رئیس دولت باشد وزرای شان را بررسی می کنند و ان شاءالله مسائل به طور سهل و خوبی انجام بگیرد. امام سپس تلویحا بختیار را از مخالفت با دولت موقت بر حذر داشتند. پس از پایان سخنان امام، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی متن فرمان نخست وزیری بازرگان را قرائت کرد. در این پیام آمده بود: «بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، جناب عالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص مامور تشکیل دولت موقت می نمایم». در آن حکم وظایف دولت موقت نیز مشخص شده بود: اداره مملکت، برگزاری رفراندوم تغییر نظام کشور، تشکیل مجلس خبرگان برای تصویب قانون اساسی و برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی. سپس مهندس بازرگان پس از حمد الهی از امام و مردم سپاسگزاری کرد و مسوولیت خویش را عظیم ترین وظیفه ای دانست که در طول 72 سال عمر مشروطه به کسی داده شده است. پس از سخنان بازرگان، بار دیگر امام رشته سخن را به دست گرفتند و از مردم خواستند با انجام تظاهرات، نظر خود را پیرامون دولت بازرگان اعلام کنند.
 
حوادث روز 17 بهمن ماه 1357
از صبح سه شنبه 17 بهمن ماه بازرگان به محل کمیته استقبال از امام خمینی نقل مکان کرد و تا شب با انتقال وسایل ضروری زندگی از منزل خود به مدرسه علوی عملا در آن دومکان استقرار یافت. به دنبال درخواست امام، از صبح سه شنبه 17 بهمن ماه موجب تظاهرات مردمی در حمایت از مهندس بازرگان تهران و شهرستان ها را در بر گرفت. مردم تهران از مناطق مختلف شهر به طرف مقر حضرت امام در مدرسه ی رفاه و علوی راه افتادند و شعارهایی چون :«بازرگان، بازرگان، حکومتت مبارک» «مهندس بازرگان ، نخست وزیر ایران» «بازرگان ، بازرگان، مجری حکم قرآن» «فرموده ی خمینی، برای ما چو جان است نخست وزیر محبوب، مهدی بازرگان است، نخست وزیر محبوب، منتخب امام است، بر او ز جانب ما از جان و دل سلام است..»را سر می دادند. آنان از خیابان ژاله(شهداء) شهباز، دماوند، نظام آباد، گرگان و ... حرکت کردند و سپس در طول خیابان شاهرضا به راهیپمایی خود ادامه دادند. در این روز جامعه روحانیت مبارز تهران روز پنجشنبه 19 بهمن را برای راهپیمایی بزرگ حمایت خود را از مهندس بازرگان اعلام کنند. تشکل های سیاسی دیگر نیزدر اطلاعیه هایی با این مضمون به ضرورت شرکت مردم درتظاهرات نوزدهم بهمن ماه تاکید کردند .

وقایع 18 بهمن ماه
طی هفت  روز بین انتصاب مهندس بازرگان و پیروزی انقلاب، بختیار همچنان از مشروعیت و قانونی بودن نخست وزیری خود دفاع می کردو بازرگان را تهدید می نمود، وی روز 18 بهمن گفت:«تا زمانی که این شوخیها ادامه دارد.با آنها کاری ندارم، اما اگر پا را از این فراتر نهند، به قدرت قانون پاسخ آنها داده خواهد شد.»(1) وی در جای دیگر مدعی شد که:«آیت الله خمینی حق تعیین نخست وزیر را ندارند [...] آنها در جستجوی هیاهوی خیابانی وشعارهای بی معنی، که با فریادهای گوش خراش تکرار می شود، هستند.آنها به این ترتیب می خواهند بگویند ما اکثریت داریم، در حالی که اکثریت باید متین، آرام وخاموش باشد»(2)
19 بهمن 57
با فرارسیدن نوزدهم بهمن عظیم ترین راهپیمایی در سراسر کشور شکل گرفت و میلیونها نفر از دولت منتخب امام خمینی حمایت کردند به گزارش کیهان تمامی شهرها و حتی روستاها عرصه ی عظیم ترین راهپیمایی و تظاهرات خیابانی بود شعارها چون غرش رعد و برق بر فراز شهرها بازرگان را تایید می کرد . در تهران بزرگترین و بی سابقه ترین راهپیمایی برگزار شد از میدان فوزیه تا میدان آزادی فرشی از مردم خیابانها را پوشیده بود شعار اصلی راهیپمایان این بود: درود برخمینی ، سلام بر بازرگان و ...
طبق همین گزارش برای اولین باز عکس های رنگی بازرگان به فروش می رسید. از زیباترین صحنه های این تظاهرات حضور دو زهرا تن از همافران و درجه داران و خلبانان نیروی هوایی بود که با لباس نظامی در راهپیمایی شرکت کرده بودند مردم اطراف این نیروها را زنجیره ای از نیروی انسانی تشکیل داده بودند و به شدت از آنها مواظبت می کردند.(3)
امام خمینی عصر نوزده بهمن در دیدار گروههایی از مردم به خاطر اجابت دستور خود در حمایت از دولت بازرگان تشکر فرمودند. ایشان همچنین در حدود ساعت 10 شب، بدون اطلاع قبلی به اتفاق فرزندان و همراه با محافظان خویش به حرم مطهر حضرت شاه عبدالعظیم (ع) مشرف شدند. خادمان حرم که از ورود امام آگاه شده بودند، بلافاصله درهای صحن را بستند و در رواق مطهر به ایشان خیر مقدم گفتند. امام خمینی در مدخل حرم به نماز ایستادند و پس از ادای نماز و زیارت حضرت عبدالعظیم، به زیارت امام‌زاده حمزه (ع) مشرف شدند. در این هنگام، مردم که متوجه حضور امام شده بودند، خیابان‌ها را پر کردند و به دادن شعار پرداختند. خادمان حرم، حضرت آیت‌الله خمینی را از درهای مخصوص آستانه راهنمایی کرده و به اتومبیل‌شان که در مقابل صحن آماده بود، رساندند و ایشان به تهران بازگشتند.(4)
از طرفی روز نوزده بهمن اوج فعالیت های انقلابی همافران و پرسنل نیروی هوایی بود. در این روز ساعت ده صبح صدها تن از پرسنل نظامی نیروی هوایی و زمینی ارتش در حالیکه لباس و یونیفورم نظامی ملبس بودند به مدرسه ی رفاه رفتند و با امام دیدار کردند. در این دیدار که همافران نیز همپای همه نیروهای نظامی شرکت داشتند مراسم ابراز وفاداری به امام را به صورت رژه نظامی انجام گرفت.
بیستم بهمن ، شدت گرفتن درگیری ها
 روز جمعه بیستم بهمن ماه 57 تلویزیون سراسری اعلام کرد که فیلم بازگشت امام خمینی به کشور در دوازدهم بهمن ماه پخش خواهد شد. از دیگر وقایع در این روز عزیمت مردم تهران برای شنیدن اولین سخنرانی نخست‌وزیر دولت موقت به دانشگاه تهران بود. دانشگاه تهران پس از کودتای 28 مرداد در معرفی تهاجم و سرکوب رژیم شاه قرار داشت و بازرگان نیز در سخنرانی خود به این وظیفه خطیر دانشگاه در آن سالها اشاره کرد؛ "دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد که هیچ‌گاه بعد از 28 مرداد ساکت نبوده، در آن دوران‌های اختناق بعد از 28 مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی که بر سراسر ایران حکمفرما بود، تنها مکانی که در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شکنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه. اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه‌ بلند می‌شد. دانشگاه بود که چشم و چراغ ایران بود. »بازرگان در این سخنرانی از بختیار خواست که برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایه‌های کشور از قدرت کناره‌گیری کند.(5) در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این بار اجتماع‌کنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات کردند که این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عده‌ای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش کشیدند.(6)
ساعت 21 شب تلویزیون دولتی ایران فیلم بازگشت امام خمینی را به نمایش گذاشت پادگان دوشان تپه مرکز آموزش هوایی ارتش بود و دانشجویان و همافران هوایی هوادار امام در این مرکز آموزش می دیدند و دارای خوابگاه بودند با پخش تصاویر امام موج احساسات صدها همافر و دانشجو را که برای دیدن این فیلم در سالن اجتماعات تجمع کرده بودند با تکبیر و صلوات فضای پادگان را به لرزه انداخت از آنجا که بیعت همافران و افسران نیروی هوایی با امام و شرکت آنان در تظاهرات موجب نگرانی فرماندهان نظامی شده بود برای کنترل هواداران امام یک واحد تانک از لشکر گارد در پادگان مسقر شده بود پرسنل گارد که ابراز احساسات همافران و دانشجویان را تحمل نکردند سالن اجتماعات را به محاصره دراوردند و با آنها درگیر شدند با صدای تیر اندازی مردم از درگیری مطلع شدند و با سرعت به اطراف پادگان اجتماع و به نفع نیروی هوایی شعار می دادند در این بین عده ای از مردم توانستند به داخل پادگان نفوذ کنند و با غنیمت گرفتن ده ها قبضه اسلحه به سنگر بندی در خیابانهای پادگان پرداختند.(7)
21 بهمن اعلام حکومت نظامی
بختیار در صبح روز 21 بهمن به سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران دستور داد تا ساعت عبور و مرور را محدود کند.(8) به دنبال انتشار اطلاعیه ی حکومت نظامی در ساعت 14 از رادیو تهران در همه جا شایعه ی کودتا شد. یاران امام که از قبل توسط سرهنگ محمد رضا رحیمی از تصمیم حکومت نظامی مطلع شده بودند به اصرار از امام خواستند تا به جای امنی منتقل شوند. ولی امام به این اقدام مخالفت ورزیدند و فرمودند مردم در خیابانها بمانند. جواد مقصودی از اعضای کمیته استقبال از امام در این باره می گوید:«امام فرمودند به خیابانها بروید و به مردم بگویید که در خیابانها بمانند و به حکومت نظامی اعتنایی نکنند.ما هم هر مقدار مینی‌بوس در اختیارمان بود و می‌توانستیم تهیه کنیم تهیه کردیم و یک روحانی روی هر مینی‌بوس با بلندگوگذاشتیم که در خیابانها اعلام کنند حکومت نظامی توسط حضرت امام لغو است و این کار را هم کردیم مردم به خیابانها ریختند و زن و مرد و بچه و بزرگ و کوچک به قیام برخاستند»(9) با شکسته شدن مقررات منع عبور و مرور تظاهرات در تمام نقاط تهران به اوج رسید. مردم سربازان گارد را خلع سلاح می کردند و اسلحه ی آنها را به همافران می رساندند. عده ای از سربازان نیز خود را تسلیم مردم می کردند و سلاخ خود را تحویل آنان می دادند . ساعت 3 بعدازظهر مردم با کوکتل مولوتف و تیراندازی به کلانتری تهران نو حمله کردند و پس از زد و خورد شدید کلانتری را به تصرف خود در آوردند و سلاحهای به غنمیت گرفته شده بین مردم تقسیم شد. در ساعات بعد کلانتری های 20ـ 23ـ 4ـ 9ـ 14ـ 17ـ 6ـ 10 واقع در مجیدیه، سلیمانیه، بهارستان، میدان مجسمه، میدان خراسان، نازی آباد، خیابان گرگان و ایران مهر با کوکتل مولوتف و سلاح گرم مورد حمله قرار گرفتند و به تصرف مردم درآمدند.از جمله حوادث این روز درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد. این تحولات در حالی رخ می‌داد که بختیار خود را هنوز نخست‌وزیر قانونی می‌دانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاکره با مخالفان خبر داد. (10)
تانکها در خیابانها با موانع و کوکتل مولوتف های دست ساز روبه رو می شدند تانک فرمانده سرلشکر ریاحی در ساعت 3:20 بامداد در زیر پل فوزیه به آتش کشیده شد و ریاحی مجروح شد وی در حالی که به شاه ناسزا می گفت خود را تسلیم مردم کرد و مردم او را به اقامتگاه امام منتقل کردند.(11)
ساعت شش بعدازظهر جلسه ی شورای امنیت در حضور بختیار تشکیل شد. فرماندهان نظامی وضعیت امنیتی را تشریح کردند . سپهبد رحیمی گزارش داد که تظاهر کنندگان به اعلان تغییر ساعت حکومت نظامی اعتنا نکرده اند. بعد از مذاکرات فرماندهان بختیار آخرین دستورها را صادر کرد و گفت تا به حال من صبر کردم بیش از این نمی شود تحمل کرد سپهبد رحیمی موظف است از این ساعت مقررات حکومت نظامی را در تهران به موقع به اجرا گذاشته تظاهر کنندگان را متفرق و از اجتماعات جلوگیری نماید.(12)
هر لحظه مردم بیشتر احساس نیاز به اسلحه می کردند بعد از تسخیر کلانتری ها ساعت 21 نیروهای مردمی مسلح به کوکتل مولوتف و سلاح های به غنیمت گرفته شده به تسلیحات ارتش که حاوی چندین کارخانه ی مسلسل سازی بود حمله و آنجا را به محاصره ی خود در آوردند . سقوط کارخانجات اسلحه سازی به معنای سقوط رژیم بود . سرانجام ساعت 8 صبح 22 بهمن این مرکز به دست مردم افتاد.
22 بهمن، اعلام بی‌طرفی ارتش و پیروزی انقلاب اسلامی
صبح 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده می‌شوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد کل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. در ساعت 30/1 تعدادی از فرماندهان،‌معاونین، رؤسا و مسئولان سازمان‌های ارتش در این جلسه حضور پیدا کردند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قره‌باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب‌اللهی و عبدالعلی بدره‌ای. جلسه با سخنان ارتشبد قره‌باغی آغاز شد که طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشکلات آنها پرداخت. عبدالعلی بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروهای تحت امرش برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حکایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت: به طوری که تیمساران ملاحظه می‌کنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگانها که فرماندهان نیرو تشریح کردند،‌به عللی که همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام علمی نمی‌باشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفته‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر، مراجعه نمی‌کنند. ماه‌ها است که امور کشور تعطیل است. آیت‌الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان داده‌اند که پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبه‌هایش می‌خواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید. در ساعت یک بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بی‌طرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگان‌ها باز گردند (13)امام خمینی (ره) نیز در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم کوبیدن هر نوع حمله تازه‌ای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود. از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دسته‌جمعی استعفا دادند(14)
مراکز حساس دولتی یکی، یکی به تصرف انقلابیون در‌ آمد. رادیو تهران که از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،‌در ساعت 2 بعدازظهر کاملا در اختیار آنان قرار گرفت (15) اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را می‌داد: «توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است»
پادگان عشرت آباد از همان صبح به محاصره نیروی های انقلاب در آمد تا اینکه حدود ظهر به تصرف مردم در آمد. به دنبال سقوط پادگان عشرت آباد پادگانهای حشمتیه ، عباس آباد، جی ، مهرآباد و باغشاه و دبیرستان نظام به تصرف مردم درآمدند.
کمی از ساعت 14 گذشته بود که صفیر گلوله و سرو صدای مردم در نخست وزیری بختیار را به وحشت انداخت. بختیار بلافاصله از دفتر خارج و به دانشکده ی افسری روبه روی نخست زویری رفت و هلی کوپتری که آماده بود وی را به مقصد نامعلومی پرواز داد و نخست وزیری نیز به دست نیروهای انقلاب افتاد بختیار به کجا رفت؟ هلی کوپتر وی در محوطه ی باشگاه گارد شاهنشاهی (اقدسیه) به زمین نشست و بختیار در همان نزدیکی منزل آقای جفرودی مخفی شد.
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت (16) بعدازظهر 22 بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند که توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعدازظهر، نیک‌پی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند. (17) طبق آنچه که در روزنامه‌ها نوشتند در حوادث روزهای 21 و 22 بهمن 654 نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند. (18) با غروب آفتاب 22 بهمن پیروزی تقریبا قطعی شد تمام پادگانهای ارتش ، شهربانی ، ژاندارمری کلانتری ها و مراکز فرهنگی و سیاسی دولتی یا به تصرف مردم درامدند یا با مردم اعلام همبستگی کردند اینک وقت ساختن ، آرامش و نظم لازمه ی پیروزی انقلاب اسلامی بود.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1396 04:24 ق.ظ
Howdy! I'm at work browsing your blog from
my new iphone! Just wanted to say I love reading
through your blog and look forward to all your posts!
Keep up the outstanding work!
شنبه 7 مرداد 1396 03:14 ب.ظ
It's awesome to pay a visit this site and reading the views of all colleagues concerning
this paragraph, while I am also eager of getting experience.
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:03 ق.ظ
If you desire to obtain much from this post then you have to apply such techniques to your won webpage.
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:44 ق.ظ
It's going to be end of mine day, however before
ending I am reading this impressive piece of writing to improve my experience.
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:53 ق.ظ
Thank you a lot for sharing this with all folks you actually recognize what
you're speaking about! Bookmarked. Please also discuss with my web site =).

We will have a link trade contract among us
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:58 ق.ظ
Normally I do not learn post on blogs, but I would like to say that
this write-up very pressured me to try and do it! Your
writing taste has been amazed me. Thank you, very
great post.
سه شنبه 15 فروردین 1396 05:48 ق.ظ
Hmm it appears like your blog ate my first comment (it was extremely long) so I guess I'll just sum it up what I submitted and say,
I'm thoroughly enjoying your blog. I as well am an aspiring blog writer but I'm still
new to everything. Do you have any helpful hints for beginner blog
writers? I'd certainly appreciate it.
شنبه 27 دی 1393 10:18 ق.ظ
شوخی بود واقعا عالیه ممنون
شنبه 27 دی 1393 10:18 ق.ظ
سلام خوبه ولی امکان کپی نداره بده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


اداره تبلیغات اسلامی ماکو
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احمد صبوری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ




(wellcame خوش آمدید)
سلام